بسم الله الرحمن الرحيم

نتائج البحث: 6236
ترتيب الآيةرقم السورةرقم الآيةالاية
25612178وداوود وسليمان إذ يحكمان في الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم وكنا لحكمهم شاهدين
و داوود و سليمان را [ياد كن‌] آنگاه كه در باره كشتزارى داورى مى‌كردند كه شبانه گوسفندان آن قوم در آن چريده بودند و ما داورى كردن آنها را حاضر و گواه بوديم.
25622179ففهمناها سليمان وكلا آتينا حكما وعلما وسخرنا مع داوود الجبال يسبحن والطير وكنا فاعلين
پس [حكم‌] آن را به سليمان فهمانديم، و هر يك را حكم- حكمت يا نبوت يا حكومت يا داورى ميان خصمها- و دانش داديم و كوه‌ها را رام داوود كرديم كه با او تسبيح مى‌گفتند، و مرغان را [نيز رام او كرديم‌] و ما كننده [اينها] بوديم.
25632180وعلمناه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم فهل أنتم شاكرون
و براى شما ساختن زره را به او آموختيم تا شما را از سختى و گزندتان- در كارزار- نگاه دارد، پس آيا شما سپاس مى‌داريد؟
25642181ولسليمان الريح عاصفة تجري بأمره إلى الأرض التي باركنا فيها وكنا بكل شيء عالمين
و باد تند و سخت را براى سليمان [رام كرديم‌] كه به فرمان او به سوى سرزمينى كه در آن بركت نهاده‌ايم- سرزمين شام- روان بود و ما به همه چيز دانا بوديم.
25652182ومن الشياطين من يغوصون له ويعملون عملا دون ذلك وكنا لهم حافظين
و از ديوان، كسانى براى او به دريا فرو مى‌شدند. [تا جواهر آرند]، و جز آن كارها مى‌كردند- ساختن محرابها، مجسمه‌ها، ظروف سنگى آب و ...- و ما نگاهدارنده آنها بوديم- تا از فرمان سليمان بيرون نروند-.
25662183وأيوب إذ نادى ربه أني مسني الضر وأنت أرحم الراحمين
و ايوب را [ياد كن‌] آنگاه كه پروردگارش را بخواند كه مرا سختى و گزند رسيده و تو مهربان‌ترين مهربانانى.
25672184فاستجبنا له فكشفنا ما به من ضر وآتيناه أهله ومثلهم معهم رحمة من عندنا وذكرى للعابدين
پس او را اجابت كرديم و سختى و گزندى كه به وى بود برداشتيم و خاندانش را و همچند آنها را با آنها به او باز داديم تا بخشايشى باشد از نزد ما و تا يادبود و پندى براى پرستندگان [خداى‌] باشد.
25682185وإسماعيل وإدريس وذا الكفل كل من الصابرين
و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل را [ياد كن‌] كه همه از شكيبايان بودند
25692186وأدخلناهم في رحمتنا إنهم من الصالحين
و ايشان را در مهر و بخشايش خويش در آورديم، كه آنان از نيكان و شايستگان بودند.
25702187وذا النون إذ ذهب مغاضبا فظن أن لن نقدر عليه فنادى في الظلمات أن لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين
و ذو النون- صاحب نهنگ ماهى، يونس- را [ياد كن‌] آنگاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمى‌گيريم پس در آن تاريكيها- تاريكى شب و تاريكى دريا و تاريكى شكم نهنگ‌ماهى- آواز داد كه خدايى جز تو نيست، پاك و منزهى تو، همانا من از ستمكاران بودم.


0 ... 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 257 258 259 260 261 262 263 264 265 ... 623

إنتاج هذه المادة أخد: 0.02 ثانية


المغرب.كووم © ٢٠٠٩ - ١٤٣٠ © الحـمـد لله الـذي سـخـر لـنا هـذا :: وقف لله تعالى وصدقة جارية

32794565170646972724616180052039955495